امنیت سایبری با منطق دیوار و حصار تأمین نمی شود
به گزارش ابرنت، تصمیم به قطع اینترنت به بهانه «امنیت»، فراتر از یک قطع ارتباط ساده، لایه های عمیق تری از ناامنی را در رگ های جامعه تزریق می کند که شاید در نگاه اول به چشم نیاید.
وقتی از دریچه ذهنی که امنیت را صرفا در «بستن مرزها» تعریف می کند به جهان دیجیتال نگاه نماییم، اینترنت شبیه یک شکاف خطرناک در دیواری تصور می شود که باید هرچه سریع تر مسدود شود؛ گویی هر اتصال به جهان بیرون، مهلتی برای نفوذ، سرقت اطلاعات و تهدید زیرساخت هاست. در این نگاه، قطع کامل ارتباط با شبکه جهانی ساده ترین راه برای ایجاد یک احساس امنیت است؛ اما مساله اینجاست که امنیت سایبری در قرن بیست ویکم با منطق دیوار و حصار ساخته نمی شود.
دنیای دیجیتال یک ساختمان تولید شده از بتن نیست که با بستن درهای آن، بتوان تمام مسیرهای ورود و خروج را کنترل کرد. اطلاعات، داده ها و فناوری ها مسیرهای پیچیده و گوناگونی دارند و تجربه های مختلف نشان داده اند که حتی در وضعیت سخت محدودسازی، جریان اطلاعات بشکل های دیگر ادامه پیدا می کند.
بزرگ ترین گواه این مدعا، تجربه های عینی و تاریخی و بخصوص تجربه بی سابقه قطع ۸۸ روزه اینترنت است که نشان داد انسداد کامل شبکه، یک خطای محاسباتی بزرگ است. در آن روزهای سخت، با وجود سنگین ترین فیلترها و خاموشی های مطلق شبکه، جریان اطلاعات متوقف نشد. تصاویر، ویدئوها و گزارش ها شاید با تاخیر، اما در نهایت از روزنه های پنهان، ابزارهای ضدفیلتر، شبکه های محلی و مسیرهای موازی عبور کردند و به مقصد رسیدند. این تجربه بزرگ ثابت کرد که در عصر دیجیتال، «اینترنت راه خودش را پیدا می کند»؛ اطلاعات مانند آب روانی است که هر چقدر هم مسیرش را سد کنید از شکافی دیگر سر برمی آورد.
قطع ارتباط، لزوماً به مفهوم قطع دسترسی تهدیدها نیست؛ گاهی فقط سبب می شود ابزارهای دفاعی هم از کار بیفتند.
یکی از بزرگ ترین سوءبرداشت ها در رابطه با امنیت سایبری اینست که تصور شود دور ماندن از شبکه جهانی، به شکل خودکار امنیت بیشتری بوجود می آورد. در صورتیکه بخش مهمی از امنیت دیجیتال به «به روز ماندن» وابسته است. سیستم های بانکی، سازمانی، درمانی و زیرساختی برای رویارویی با تهدیدهای جدید نیاز دارند به صورت مداوم به روزرسانی های امنیتی دریافت نمایند، صدمه پذیری های تازه کشف شده را رفع کنند و با دانش روز هماهنگ بمانند.
وقتی ارتباط با جهان بیرون قطع می شود، فقط کاربران از خدمات خارجی محروم نمی شوند؛ تیم های امنیتی، شرکت ها و مدیران شبکه هم بخشی از ابزارهای دفاعی خویش را از دست می دهند. خیلی از تجهیزات شبکه، نرم افزارهای امنیتی و سیستم های تشخیص تهدید برای دریافت بروزرسانی ها، هشدارهای امنیتی و اطلاعات مربوط به حملات جدید به ارتباطات جهانی وابسته اند. نتیجه چنین وضعیتی می تواند انباشته شدن صدمه پذیری هایی باشد که شاید امروز فعال نباشند، اما فردا به نقطه ورود مهاجمان تبدیل شوند.
این مشکل فقط به سازمان های بزرگ محدود نیست. یک گوشی شخصی، یک دوربین مداربسته، یک سرور کوچک شرکتی یا حتی یک سیستم حسابداری ساده می تواند بخشی از زنجیره امنیتی یک کشور باشد. در عصر شبکه ای، ارزش اطلاعات در کنار هم معنا پیدا می کند؛ داده های پراکنده کاربران، شرکت ها و خدمات مختلف می تواند در صورت جمع آوری و تحلیل، تصویری بزرگ از جامعه بوجود آورد.
پارادوکس ماجرا همین جاست: تصمیمی که با هدف صیانت از داده ها و کاهش تهدیدهای بیرونی گرفته می شود، ممکنست ناخواسته سطح صدمه پذیری را افزایش دهد. قطع اینترنت می تواند ارتباط متخصصان امنیتی با منابع علمی، ابزارهای جهانی و شبکه های تخصصی را دشوار کند؛ در صورتیکه رویارویی با تهدیدهای سایبری نیازمند همکاری، تبادل دانش و دسترسی سریع به اطلاعات روز است.
امنیت دیجیتال همینطور به نیروی انسانی وابسته است. زیرساخت های پیچیده بدون متخصصان توانمند نمی توانند پایدار بمانند. وقتی فضای فعالیت کارشناسان فناوری، شرکتهای دانش بنیان و تیم های فنی محدود شود، خطر خروج نیروهای متخصص افزوده می شود. در بلندمدت، صدمه اصلی فقط از دست دادن چند سرویس آنلاین نیست؛ بلکه تضعیف توان دفاعی کشور در مقابل تهدیدهای پیچیده تر است.
بالاخره، امنیت حقیقی از مسیر شفافیت، دانش فنی و زیرساخت های مقاوم ایجاد می شود، نه از راه خاموشی مطلق شبکه؛ اینترنت امروز دیگر یک ابزار تفریحی یا یک امکان جانبی نیست؛ بخشی از زیرساخت حیاتی زندگی مدرن است. قطع آن شاید برای مدتی احساس کنترل بوجود آورد، اما اگر نتیجه آن کاهش توان دفاع سایبری باشد، می تواند همان چیزی را رقم بزند که قرار بود از آن جلوگیری نماید.
*روزنامه نگار
منبع: abrnet.ir
این مطلب ابرنت را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط ابرنت
نظرات بینندگان ابرنت در مورد این مطلب
لطفا شما هم در مورد این مطلب نظر دهید